نوشته های یه پت و مت

عکس فوری

+ I miss

اینکه برای کسی من تنها کسی باشم که میتونه تحمل کنه و منتظره که من برگردم تا با هم دوباره فیلم ببینیم، خیلی شیرینه

اینکه برای یکی از اطرافیات فقط نقش کسی رو داشته باشی که وقتی دیگه کسی دوروبرش نیست و حوصله ش سر میره میاد سراغت، عذاب آوره

این دو تا مورد که با هم این روزا اتفاق افتاده هم جالبه! البته در کمال تعجب موارد مشابه اول بیشتره که خوشحالی داره 

نویسنده : پرویز ; ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/۳٠
تگ ها:
    comment  

+ متوهم

من مشکوکم، به دهان تک تک شماها، به حرف های شما، حتی به خودم و درستی شک هایم 

نویسنده : پرویز ; ساعت ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٢٦
تگ ها:
    comment  

+ کار من

+ کار تو بالا رفتنه، رها شدن کار منه! این کار من بود، این راه من بود!

+ اینجا یکی از حس شب احساس وحشت میکنه، هرروز از فکر سقوط با کوه صحبت میکنه

+ دیگه حرف خیلی خاصی نیست !

نویسنده : پرویز ; ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/۱٧
تگ ها:
    comment  

+ بارانی یا آفتابی

همیشه در روزهای بارانی به آسمان واکنش نشان داده ام و خواسته ام آسمان بارانی را بوسه بزنم باران مرا کم حرف می کند و به من یاد می دهد که سکوت...

پ.ن: آخه احمدرضا احمدی چرا اینجوری شعر میگه?! شنیدم کرمانیه، یه جورایی هم شهریه.

نویسنده : پرویز ; ساعت ٢:٢۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/۱٠
تگ ها:
    comment  

+ هان؟

اینجا چه خبر شده؟ چرا شلوغ شده؟ اینجا دو سه نفر خواننده بیشتر نداشت حالا یه باره روزی هفت هشت نفر میان! باید یه پست رو حذف کنم.

نویسنده : پرویز ; ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٧
تگ ها:
    comment  

+ سوال

سوالاتی که در ساعت 2 بامداد جمعه به ذهنم رسیده! یکی هم نیست جوابشونو بده

1-چرا گره از زلف یار باز نشد؟!

2-گلچهره مپرس آن نغمه سرا از تو چرا جدا شد، حالا واقعا چرا نباید بپرسه؟!

3-چرا تو هم مومن نبودی بر گلیم ما؟!

4-چرا اون هنوز شاید نفهمیده بی اونکه چیزی بگه، سیاوش سپردش دست خدا؟!

5-پس کی ماله من میشی؟! من تو رو میخوام مریم ‎:)‏

پ.ن: شب وقتی بشینی هرچی رسیدی گوش کنی بهتر از این به ذهنت نمیرسه

نویسنده : پرویز ; ساعت ٢:۳٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٢
تگ ها:
    comment  

+ توئیتر

یه نویسنده نپالی که اسمش یادم نیست گفته بود "خیلیا ۲۰ سالگی میمیرن، ۸۰ سالگی دفن میشن". 

منبع: توئیتر

نویسنده : پرویز ; ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٩/۳٠
تگ ها:
    comment  

+ مگه نه؟

چه تصویر غریبی!

نویسنده : پرویز ; ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٩/٢٧
تگ ها:
    comment  

+ نفس

دم دم بازدم...دم دم بازدم! نفس بکش، در آرامش نفس بکش

نویسنده : پرویز ; ساعت ٥:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٩/٢٢
تگ ها:
    comment  

+ سلام رئیس!

برای آن عالیجناب، عالیجناب ناب...

تنهایی یکسره، در قاب پنجره، اینجا همه بی یار، همه از هم بیزار، کشته های بی نام، سفره های بی شام...                                                                            

آهای عزیز جان، همه چشم گوش دهان، ای سردار بالدار، قدیس غزل زار، آهای پیام آور، عالیجناب ناب، تو بیدار ما در خواب...

پ.ن: 300 رند است؛ ما به شماره های رند عادت داریم، قرار بعدی سیصد و شصت و پنجمین روز! اولین سالروز بدون شما، سالگرد هم رند است!

نویسنده : پرویز ; ساعت ۳:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٩/٢۱
تگ ها:
    comment  

+ kiosk

بارون نمیاد اینجا...مرتضی

نویسنده : پرویز ; ساعت ۱:٠٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٩/٢۱
تگ ها:
    comment